ورود به یک بازار خارجی معمولاً با یک سؤال ساده آغاز میشود: آیا برای محصول یا خدمات یک شرکت در بازار هدف، فرصت تجاری وجود دارد؟
اما پاسخ به این سؤال تنها با بررسی میزان تقاضا یا پیدا کردن یک مشتری احتمالی به دست نمیآید. تجارت بینالملل مجموعهای از مراحل بههمپیوسته است که از شناخت بازار آغاز میشود و تا شناسایی طرف تجاری، مذاکره، اجرای معامله و توسعه ارتباط ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل، مدیریت تجارت بینالملل را میتوان فرآیندی دانست که در آن اطلاعات بازار، ظرفیت شرکت و فرصتهای تجاری در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا مسیر مناسب برای فعالیت در بازار خارجی مشخص شود.
شناخت بازار؛ نقطه شروع
هر بازار ویژگیهای خاص خود را دارد. قوانین و مقررات، استانداردهای محصول، رفتار خریداران، ساختار توزیع، رقبا، قیمتها، مسیرهای حملونقل و شرایط پرداخت میتوانند از بازاری به بازار دیگر متفاوت باشند.
به همین دلیل، شناخت بازار پیش از ورود به آن اهمیت زیادی دارد. شرکت باید بداند چه محصولی در بازار مورد نظر تقاضا دارد، مشتریان آن چه ویژگیهایی دارند و رقبای اصلی چه شرکتهایی هستند.
این شناخت میتواند به شرکت کمک کند تا پیش از صرف منابع قابل توجه، امکانپذیری فعالیت خود را بهتر ارزیابی کند.
شناسایی فرصت مناسب برای هر شرکت
وجود یک بازار بزرگ لزوماً به معنای مناسب بودن آن بازار برای همه شرکتها نیست.
ظرفیت تولید، کیفیت محصول، قیمت، توان صادراتی، استانداردهای مورد نیاز و حتی تجربه شرکت در فعالیتهای بینالمللی میتواند تعیین کند که چه بازاری برای آن مناسبتر است.
بنابراین، پس از شناخت بازار باید میان فرصت موجود در بازار و توانمندی واقعی شرکت ارتباط برقرار کرد. این مرحله میتواند مشخص کند که شرکت بهتر است بر کدام محصول، مشتری یا بخش بازار تمرکز کند.
پیدا کردن طرف تجاری مناسب
یکی از چالشهای مهم تجارت بینالملل، پیدا کردن طرف مناسب برای همکاری است.
یک ارتباط تجاری زمانی میتواند ارزشمند باشد که میان نیازهای دو طرف تناسب وجود داشته باشد. ممکن است یک شرکت به دنبال تأمینکننده باشد و شرکت دیگری ظرفیت تأمین همان محصول را داشته باشد؛ یا یک مجموعه به دنبال محصولی برای بازار خود باشد و طرف مقابل بتواند آن نیاز را تأمین کند.
در این مرحله، شناسایی و بررسی طرفهای تجاری بالقوه اهمیت زیادی پیدا میکند.
از ارتباط اولیه تا مذاکره
پیدا کردن یک طرف تجاری بالقوه، پایان فرآیند نیست. پس از ایجاد ارتباط اولیه، معمولاً مجموعهای از مذاکرات درباره محصول، قیمت، حجم معامله، شرایط پرداخت، زمان تحویل، استانداردها و سایر جزئیات تجاری انجام میشود.
در معاملات بینالمللی، تفاوت در قوانین، فرهنگ تجاری و شیوه مذاکره کشورها نیز میتواند بر فرآیند همکاری تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، داشتن اطلاعات کافی درباره بازار و طرف مقابل میتواند به آمادهسازی بهتر مذاکرات کمک کند.
نقش ارتباطات و شبکههای تجاری
بخشی از فرصتهای تجاری از طریق شبکههای ارتباطی شکل میگیرند. مراکز تجاری، رویدادهای تخصصی، نمایشگاهها، نشستهای B2B و هیئتهای تجاری میتوانند امکان آشنایی مستقیم میان شرکتها و فعالان اقتصادی را فراهم کنند.
این ارتباطات بهتنهایی تضمینکننده یک معامله نیستند، اما میتوانند مسیر دسترسی به اطلاعات و طرفهای تجاری بالقوه را کوتاهتر کنند.
مدیریت تجارت، یک فرآیند پیوسته است
تجارت بینالملل را نمیتوان تنها به مرحله صادرات یا واردات یک کالا محدود کرد. انتخاب بازار، بررسی فرصت، شناسایی طرف مناسب، مذاکره، انجام معامله و پیگیری ارتباطات، بخشهایی از یک فرآیند بههمپیوسته هستند.
در بسیاری از موارد، یک همکاری موفق میتواند پس از اولین معامله توسعه پیدا کند و به ارتباطی بلندمدت میان دو شرکت تبدیل شود. بنابراین، حفظ ارتباط و شناخت مستمر بازار نیز بخشی از مدیریت تجارت محسوب میشود.
مسیر تجارت از اطلاعات آغاز میشود
هرچه تصمیم تجاری بر اطلاعات دقیقتر و شناخت واقعیتری از بازار و طرف مقابل استوار باشد، امکان برنامهریزی بهتر نیز افزایش پیدا میکند.
از این منظر، مدیریت تجارت بینالملل بیش از آنکه صرفاً به انجام یک معامله مربوط باشد، به ساختن یک مسیر مشخص برای رسیدن از شناخت بازار به فرصت تجاری و از آنجا به ارتباط و همکاری مربوط میشود.
پارس کارن با فعالیت در حوزه نمایشگاهها، رویدادهای تجاری، ارتباطات بینالمللی و خدمات مرتبط با توسعه تجارت، بخشی از فعالیت خود را بر ایجاد زمینه برای ارتباط میان ظرفیتهای تجاری ایران و بازارهای هدف متمرکز کرده است. در این مسیر، شناخت بازار، شناسایی فرصتها و ایجاد ارتباط میان طرفهای تجاری میتواند مقدمهای برای شکلگیری همکاریهای جدید باشد.
